قدرت احمد بن حافظ

3

بهج الحذاقت ( فارسى )

امراض فصل چهارم در علامات امراض باب دوم در كليات طب عملى و آن متضمن است بر دو فصل فصل اول در قوانين حفظ صحت فصل دوم در تدبير علاج خاتمه در معرفت تاثير ادويه مفرده و درجه آن و قانون تركيب و شناختن درجه مركب و مقدار شربت آن مقدمه در تعريف علم طب و غايت و موضوع آن بدانكه طب در لغت بمعنى اصلاح و جادوى ذكاوت و دانائى است دور اصطلاح طبا دانستن قوانينىست كه شناخته شود از ان احوال بدان انسان از روى صحت و مرض تا نگهدار و داننده اين قوانين صحت حاصله را بازآرد صحت زائله را به قدر امكان پس در ضمن مفهوم اصطلاحى دانسته شد تعريف علم طب و غايت‌اى مقصود ازين و موضوع اعنى چيزى كه از احوالش درين علم بحث كرده مىشود ف بدانكه احوال بدن انسان سه است نزد جالينوس يكى صحت دوم مرض سوم حالتىست بين الصحت و المرض مانند حال طفل پير و نقيه و نزديك شيخ الرئيس در يكى صحت دوم مرض پس صحت حالتيست كه به آن صادر شود از انسان افعال سيم بىنقصان و مرض حالتيست بر خلاف آن ف بدانكه طب بر دو قسم‌ست علمى و عملى علمى آنست كه دانستن آن فقط موجب اعتماد ؟ ؟ ؟ باشد و محتاج بكيفيت عمل نباشد و عملى آنكه محتاج كيفيت عمل هم باشد باب اول در كليات طب علمى و آن محتويست بر چهار فصل فصل اول در امور طبيعيه و آن هفت‌اند يكى اركان و آن چهاراند حار كه حار يابس است هوا كه خار رطب است آب كه بارد رطب‌ست خاك كه بارد يابس است و اركان جمع ركن‌ست و آن جزو اول مركب باشد بالفعل دومى امزجه بدانكه مزاج در مذهب مشهور كيفيتىست كه از كسر و انكسار كيفيات متضاده موجوده در عناصر متصغرة الاجزاء حاصل شده باشد و آن نه قسم‌ست يك معتدل كه بمعنى برابر شونده در قسمت است نه در مقدار چرا كه در بعضى ممتزج از عناصر كميت و كيفيت زائد باشد درخور ؟ ؟ ؟ آن ممتزج مانند شير كه زيادتى حرارت در مزاج او اعتدال است و مانند خرگوش كه زيادتى برودت در آن اعتدال باشد و هشت غير معتدل چهار از ان مفرداند اى خارج از اعتدال بسوى يك كيفيت و آن حار و بارد و رطب و يابس است و چهار مركب اى خارج از اعتدال به طرف و كيفيت و آن حار يابس و حار رطب و بارد يابس و بارد رطب و هريكى ازين هشت اقسام يا سافى است ؟ ؟ ؟ اىنست يا خلطى غالب و يا ماويست اى با او خلطىست غالب و حرارت و رطوبت اعلى را غريزيه و غير اصلى را غريبه